news

news

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جهت ديدن متن كامل خبر روي عنوان آن كليك كنيد.

 

 

- مصاحبه تلفني رضا ببري با روزنامه حيات نو در باره كودكان كار و خيابان 

- افتتاح وب سايت رسمي كلينيك مددكاري اجتماعي مهر آذر

- مصاحبه ای با رضا ببری مسئول کلینیک مهر آذر در اولین ماهنامۀ روزنامۀ جام جم

- جلسۀ گروه درمانی با موضوع زنان شوهر معتاد

-  واگذاري بخش پرسنلی پروژۀ اورژانس اجتماعی بهزیستی استان تهران به کلینیک مددکاری اجتماعی مهرآذر

- سخنرانی اعتیاد کودکان کار و خیابان

 

 

 

**************

 

دوشنبه، سي شهريور 88

 

مصاحبه تلفني رضا ببري با روزنامه حيات نو در باره كودكان كار و خيابان

 

رضا ببري، مددکار اجتماعى و مدرس دانشگاه در گفت‌و گويى تلفني با روزنامه حيات نو با بيان اينکه حذف کار کودکان امکان پذير نيست بيان داشت: حذف کار کودکان به هيچ عنوان امکان پذير نيست، در واقع جامعه اى مثل جامعه ما در حال طى کردن دوران گذار است و از جامعه اى که اقتصاد آن مبتنى برمسائل سنتى بوده در حال تبديل شدن به يک جامعه مبتنى بر اقتصاد صنعتى است؛ همچنين که يکى از دلايل بوجود آورنده کار کودک در دنيا نيز پديد آمدن انقلاب صنعتى بود.

 

براي خواندن متن كامل مصاحبه به اينجا مراجعه فرماييد.

 

 

بازگشت به بالا

 

**************

 

پنجشنبه، بيست وششم شهريور 88

 

افتتاح وب سايت رسمي كلينيك مددكاري اجتماعي مهر آذر

 

آیا هنوز بحث بودن یا نبودن است؟ یا انسان به مرحله ای رسیده که بحث چگونه بودن را مطرح کند و پی بگیرد؟ آیا هنوز بحث وجود داشتن یا ماهیت داشتن است؟ یا انسان به مرحله ای رسیده که خود را از این مباحث رها کند و تغییر را بپذ­یرد؟

 

 website

 

تغییر در جهانی فوق العاده متغیر. جهانی که در بودن یا نبودن و وجود و ماهیت اش هر لحظه در حال تغییر و دگرگونی است. مهم این نیست. مهم این است که این تغییرات به کدام جهت است؟ آیا انسان مثل همیشه خوش بین است و این تغییرات را در جهت مثبت و رشد و تکامل ارزیابی می کند یا برعکس، انسان در پی انهدام خویش است؟ ما آمده ایم. نه برای حل مسئلۀ همیشگی بودن یا نبودن و نه برای حل مسئلۀ وجود یا ماهیت. نه برای سمت و سو دادن به تغییر که بودن و ماهیت انسان شده است. آمده ایم برای اینکه بگوئیم ما وجود داریم. هدفمان کمک به بهبود وجود انسان و تکاملی کردن ماهیت اوست. ما آمده ایم تا اگر کسی بالاتر از ماست دست ما را بگیرد و بالا رویم، و اگر دستی به پایین دراز می کنیم، نه از آن جهت که خود را بالا می بینیم، بلکه از آن که ماهیت ما دستگیری کسانی است که به ما چشم امید دارند.

ما آمدیم.  

 

 

بازگشت به بالا

 

***************

 

پنجشنبه، بيست وششم شهريور 88

 

مصاحبه ای با رضا ببری مسئول کلینیک مهر آذر در اولین ماهنامۀ روزنامۀ جام جم

 

در كنار نشريات مختلف و در بلبشوي روزنامه و هفته نامه و دوهفته نامه و ... گاه نشريه اي جرقه اي مي زند و اهالي مطالعه را لحظه اي دلخوش مي كند به ديدن نوشتاري كه به خواندن مي ارزد.

به نظر مي رسد اصحاب روزنامه "جام جم" عزم خود را جزم كرده اند تا ماهنامه اي وقر و وزين را اواخر شهريور ماه روي پيشخوان روزنامه فروشيها بفرستند.

 

بر همين اساس مصاحبه اي با رضا ببري انجام گرفته كه ماحصل آن در اولين ماهنامه جام جم اواخر شهريور در اختيار شماست. خبرهاي تكميلي متعاقباً اعلام مي گردد.

 

 

بازگشت به بالا

 

***************

 

پنجشنبه، بيست وششم شهريور 88

 

جلسۀ گروه درمانی با موضوع زنان شوهر معتاد

 

يكي از آسيباي اجتماعي امروز در ايران، آسيب اعتياد است. به نظر متخصصين امر اعتياد تنها يك مشكل فردي نيست بلكه نهادهاي مختلف جامعه را درگير مي كند. يكي از اين نهادها نهاد خانواده است. در خانواده هايي كه يك فرد معتاد وجود دارد تمام اعضاي خانواده در تنش، اضطراب و درگيري مداوم قرار دارند.

 

 

 

زنان همسر معتاد، به عنوان قربانيان بي تقصير اعتياد، رنج بسياري از اعتياد همسرانشان مي كشند. اين زنان در برخورد مستقيم با همسر معتاد دچار مشكلات رواني، عاطفي و گاه حتي جسماني مي شوند.

برهمين اساس موضوع جلسه مددكاري گروهي تاريخ 1/7/88 بررسي وضعيت زنان همسر معتاد خواهد بود.

 

 

بازگشت به بالا

 

***************

 

پنجشنبه، بيست وششم شهريور 88

 

واگذاري بخش پرسنلی پروژۀ اورژانس اجتماعی بهزیستی استان تهران به کلینیک مددکاری اجتماعی مهرآذر

 

خط داغ (Hot Line ) تجربه اي ست كه كشورهاي مختلف دنيا از انگلستان تا هند در آن موفق بوده اند. اين تجربه اينك براي اولين بار در كشور با نام اورژانس اجتماعي راه اندازي شده است. اين پروژه با تعداد 170 نفر مددكار اجتماعي و تعدادي اتومبيل اختصاصي هم اينك در تهران در حال اجرا مي باشد.

 

طبق قراردادي كه بين بهزيستي استان تهران و كلينيك مددكاري مهرآذر منعقد شده،بخش پرسنلي اين پروژه در اختيار اين كلينيك خواهد بود.

 

 

بازگشت به بالا

 

***************

 

پنجشنبه، بيست وششم شهريور 88

 

سخنرانی اعتیاد کودکان کار و خیابان

 

اعتیاد هم در کودکان کار و خیابان وجود دارد و هم در کودکان غیر خیابانی ( کودکانی که کار نمی کنند. ) طبق آخرین آمار در سال 1387 ما 30000 دانش­­­آموز معتاد داشتیم. این آمار را ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام  می کند.  آدم ها چرا معتاد می شوند؟ 40 نظریه برای تبیین این موضوع وجود دارد و هنوز هم به انتهای خط نرسیده­ایم. نمی دانیم چرا آدم ها معتاد می شوند، فقط می دانیم که به 3 دلیل آدم ها به اعتیاد تمایل پیدا می کنند:

 

          1- دلایل فردی: مثل اعتماد به نفس – اعتماد به نفس من چقدر است؟ مثل درجۀ افسردگی آدم ها. مثل میزان فشار خون آدم ها. اینها دلایل فردی است. هیچکس نمی تواند مرا به دلیل اینکه فشار خون بالایی دارم و تمایل به اعتیاد پیدا کرده ام محکوم کند. فشار خون چیزی کاملاً فردی است. یا عزت نفس من – اعتماد به نفس من.

 

          2 – دلایل سطح خرد یا گروهی: در خانواده هایی که والدین معتادند الگوهای خوبی وجود دارد، برای اینکه بچه ها معتاد شوند. در خانواده هایی که جمعیت زیاد است و تنش وجود دارد. در خانواده های کلاً آشفته. خانوادۀ آشفته چیست؟ 6 نشانه دارد.

 

1-2-  در خانواده­های آشفته سر و صدا زیاد است. خیلی زیاد. تلویزیون روشن است. کامپیوتر موسیقی پخش می کند. یکی داد می کشد، دیگری فریاد می زند.

 

2-2- در خانواده های آشفته سکوت حاکم است. پدر روزنامه می خواند. مادر مجله می خواند. بچه برای خودش مطالعه می کند. خانه ساکت است.

 

 3-2-  در خانواده های آشفته بیماری به طور متناوب می چرخد. پدر کمردرد دارد، خوب می شود. مادر سرش درد می گیرد، خوب می شود. بچه پایش درد می گیرد. یک بیماریی می چرخد.

 

 4-2- در خانواده های آشفته ارتباط عاطفی کم است یا وجود ندارد. یعنی چه؟ یعنی از قربان صدقه رفتن خبری نیست. عزیزم گفتن و جانم شنفتن وجود ندارد. ارتباط عاطفی وجود ندارد.

 

5-2- در خانواده­های آشفته ارتباط جسمی وجود ندارد. پدر با پسر کشتی نمی گیرد. مادر موهای بچه را شانه نمی زند. ارتباط جسمی تعطیل است.

 

 6-2- در خانواده های آشفته اختلال جنسی وجود دارد. ( صد در صد. )

در این خانواده­ها احتمال وجود فرزندان معتاد افزایش پیدا می­کند. فرزندان این خانواده­ها آمادگی ابتلا به اعتیاد دارند چه خیابانی چه غیر خیابانی.

 

          3-  دلایل اعتیاد در سطح کلان: وفور مواد مخدر، ارزان بودن کراک از تمام مواد مخدر(ازهمه ی انواع آن) حدود 3 سال پیش معاون کمسیون اجتماعی مجلس گفت در تهران برای خرید یک سنگک شما 20 دقیقه زمان نیاز دارید در صورتی که  برای خرید مواد مخدر فقط 10 دقیقه زمان نیاز دارید ( این یعنی وفور مواد مخدر) در گزارشات موجود آمده  در نواحی سیستان و بلوچستان آدامس مواد مخدرموجود است و همۀ بچه ها می خرند و مصرف می کنند، البته این آدامس ها از پاکستان وارد می شود، اما کودکان خیابانی چرا معتاد می شوند؟ من می خواهم همه ی ما از منظر دیگری نگاه کنیم. از سال 81 که با انجمن حمایت از حقوق کودکان همکاری دارم تا امروز که کلینیک تخصصی مددکاری دارم (حدود5-4سال) و هرروز درگیر این مسایل هستم؛ می بینم که کودکان خیابانی افزایش می یابند و جرم افزایش می یابد و اعتیاد در کودکان خیابانی افزایش می یابد. هزار دلیل می توانیم برشماریم، اما می خواهم نظریه ای به نام فرصت افتراقی را بیان کنم شاید بتواند ذهن ما را کمی نسبت به کودکان خیابانی حساس کند.

 

 lecture

 

اندیشمندی به نام رابرت کی مرتون گفت هر جامعه ای یک سری اهداف فرهنگی دارد این اهداف فرهنگی را هیچ کس به جامعه تزریق نمی کند بلکه خود­ به خود به وجود می آید. مثلاً من می­بینم که هم مجری و هم حضار وقتی که گفته می­شود سرکار خانم دکتر قاسم زاده هم تأکید روی کلمۀ دکتر هست هم صدای دست ها بلندتراست. ولی وقتی می شنوم می گویند رضا ببری صدای دست ها ضعیف است. پس هیچکس به من نمی گوید دکترا بگیر به من القاء می شود، جامعه به من القاء می کند که اگر دکترا بگیری وضعییتت فرق خواهد کرد. یا مثلاً مادر خانمی رفته عروسی وقتی برمی گردد دخترمی پرسد که مادر عروسی چطور بود؟ مادر جواب می دهد  قیافۀ عروس چنگی به دل نمی زد اما چه عروسی با شکوهی در هتل ارکیده برایش برگزار کرده بودند. هدف فرهنگی در ذهن دختر شکل می گیرد که اگر عروسی در هتل ارکیده باشد خیلی خوب است. من با پیکان مدل 64 دارم از چهارراه رد می شوم  فرد دیگری با پاترول، می بینم که هچکس به من راه  نمی دهد ولی همه کنار می کشند تا پاترول رد شود، هدف فرهنگی در ذهن من شکل می گیرد. درمقابل این اهداف فرهنگی جامعه یک سری وسایل در اختیار ما می گذارد. میخواهی دکترا داشته باشی باید 5 سال زحمت بکشی تا دکترا بگیری، میخواهی پرادو داشته باشی باید سال ها کار کنی تا بتوانی پرادو بخری. اینها وسایل نهادینه شدۀ جامعه هستند. انسان ها در برخورد با این وسایل و اهداف فرهنگی به 5 دسته تقسیم می شوند:

 

 - دستۀ اول سازگارانند: مثلاً من 80 سال کار می کنم تا پرادو بخرم، 5 سال زحمت می کشم تا دکترا بگیرم، یعنی هم هدف را پذیرفته ام هم وسیله را.

 

- دستۀ دوم نوآوران هستند: مثلاً می گویند پول می دهم دکترا می خرم. نوآوری می کنند، برای چه 80 سال کار کنم، رشوه می گیرم، کلاهبرداری می کنم. در این شرایط من هدف را پذیرفته ام اما وسیله را نپذیرفته ام، در این حالت من مجرم هستم. انسان های مجرم هر جامعه ای اینگونه بوجود می آیند.

 

- گروه سوم را می گویند گروه سنت گرایان: آدم های عجیب و غریبی هستند، اینها وسایل را می پذیرند، اهداف را نمی پذیرند، حاضر نیستند هیچ تغییری نه در خودشان، نه در زندگیشان و نه در جامعه بدهند، وضعیت موجود از همه بهتر است. مثلا به نگهبان بیمارستان میگویی مادرم در حال مرگ است، اجازه بده بروم داخل، می گوید تا ساعت دو نمی شود، نمی گذارم، این قانون است.

 

- گروه چهارم منزویانند: نه اهداف را می پذیرند و نه وسایل را. می گویند نه پرادو می خواهم، نه پولش را می خواهم، نه کار می خواهم. اینها معتاد می شوند، اینها در جامعه منزوی می شوند.

 

- گروه پنجم انقلابیونند: نه اهداف رامی پذیرند و نه وسائل را. خودشان اهداف و وسایل دیگری خلق می کنند، انقلاب می کنند، یا در خودشان، یا در خانواده شان و یا در جامعه. همه چیز را عوض می کنند.

 

نظریۀ فرصت افتراقی می گوید آقای مرتون همچنانکه تو فکر می کنی در جامعه برای رسیدن به اهداف مشروع  فرصت هایی فراهم است، برای رسیدن به اهداف نامشروع هم فرصت فراهم می شود، چطور؟ آن آدمی که به دلایلی که خودش قبول ندارد از فرصت های شغلی و آموزشی کنار زده شده است. برای این آدم، فضا را فراهم کرده­ایم که فرصت های نامشروع را دنبال کند. مثلا دو نفر با مدرک لیسانس، می روند برای استخدام، یکی را می پذیرند دیگری رد می شود. می پرسیم چرا، می گویند چون مذهب او اینست و آن یکی مذهبش چیز دیگر.

کسی که قبول شده، جامعه فرصت برای رسیدن به اهداف مشروع را به او داده  اما آنکه که پذیرفته نشده، دقیقاً برعکس آن اتفاق می­افتد، فرصت برای رسیدن به اهداف نامشروع را جامعه در اختیار او می گذارد، به چه شکل؟ به سه شکل:

 

1- اگر در فضایی که زندگی می کنم، جنایتکارانی باشند، مجرمانی باشند که گروه های جنایی تشکیل داده اند، گروه هایی که گنگ ( gang )هستند یعنی تشکیلات جنایی دارند، فرد جذب آنها می شود و می گوید حالا که نتوانستم مثلاً در بهزیستی شاغل شوم و ماهی سیصد هزار تومان حقوق بگیرم، میروم جذب این گروه می شوم و ماهی سه میلیون تومان در می آورم. گروه های گنگ تشکیلات دارند، چارت دارند.

 

2- در بعضی مکان ها، این گنگ ها - این گروه های جنایی- وجود ندارند. فرد، افراد دیگری را پیدا می­کند، وندال می­شود، شروع می­کند به تخریب اموال عمومی، اگر هم گروهی پیدا نکرد، که با هم بروند شیشۀ کیوسک های تلفن را بشکنند یا نیمکت پارک ها را خراب کنند، تنهایی وقتی یک فرصتی گیر می­آورد، گل های یک باغچۀ بالای شهر را می­کند. اما به گفته ی خانم دکتر قاسم زاده – روانشناس و استاد دانشگاه - کار گروهی در ایران، با چنگال سوپ خوردن است؛ فرد حتی درجرم و جنایت منزوی می شود، برای کسی که فرصت آموزش فراهم نیست، مسئله اینجا تمام نمی­شود، فرصت اهداف نامشروع فراهم است.

 

بیایید اعتیاد کودکان کار و خیابان را از این دیدگاه بررسی کنیم. درانجمن حمایت از کودکان یک شعاری ساخته بودیم که کار کودکان تحصیل است، کودکان باید تحصیل کنند. اما اگر تحصیل نکنند همانجا ایست نمی کنند با فاجعۀ بزرگتری مواجهیم. وقتی که برای من فرصت رسیدن به اهداف مشروع فرهنگی جامعه فراهم نیست بلافاصله فرصت رسیدن به اهداف نا مشروع فراهم می شود. بر اساس آمارهای موجود در مدارس کودکان زیادی ترک تحصیل کرده اند. آیا این مسئله همین جا  تمام می شود؟ ترک تحصیل کرد و رفت در منزل نشست؟ امکان ندارد. کلوآر و اوکراین که این نظریۀ فرصت افتراقی را بیان می کنند می گویند امکان ندارد. شما یا دنبال فرصت های مشروع می روید یا دنبال فرصت های نا مشروع. در حالی که ما بدون نگریستن به عمق قضیه می­گوییم این همه دانش­آموز که ترک تحصیل کرده اند یا اینهمه آدم را که از ورود به دانشگاه ها در دورۀ نوجوانی یا از ورود به محیط کار منع کرده اند، بروند کار دیگری بکنند. به همین سادگی نیست به محض اینکه شما فرد را از رسیدن به اهداف مشروعش بازداشتید، راه­های رسیدن به اهداف نامشروع را برایش باز کرده­اید. رابطه کاملاً دیالکتیکی است. کودکان خیابانی که معتادند قربانیان فضای موجودند، فضایی که امکان استفاده ازفرصت های مشروع رابه آنها نمی­دهد، مانند کودکان خیابانی که معتاد می شوند.

 

حالا علاوه بر نظریه­هایی مثل نظریۀ خانواده­های طبقات پایین میلر که می گوید در خود این طبقات، به دلیل اینکه کودکان از بچه گی خود مختار بار می آیند - که باید هم خود مختار باشند - همین خود­­ مختاری آنها را از یک سنی  به رفتارهای بزرگسالانه پرتاب می­کند، چون خود مختاری بیشتری دارند، آزادترند. نقش پدر در خانواده کمتر است. این اندیشۀ میلر در مورد کودکان خیابان صادق است که از 15 سالگی برای خودشان زندگی می کنند. اما من پیشنهاد می کنم که اینجا یک (NGO )، یک سازمان مردم نهاد، مانند تشکیلات کیانا بیاید از این به بعد فعالیت های خودش را از فیلتر این نظریه هم بگذراند، فقط این نیست که کودکی که مدرسه نمی رود بی سواد است، بلافاصله گرفتار می شود. مثلی می گوید: آنجا که انسان نتواند کاری بکند، شیطان حتماً کاری می کند.

 

خسته نباشید متشکرم.                  

             

 

 

بازگشت به بالا

 

***************